معاشرانمعاشران گره از زلف یار باز کنیدشبی خوش است، بدین قصهاش دراز کنیدحضور خلوت اُنس است و دوستان جمعندو انْ یکاد بخوانید و در فراز کنیدرَباب و چنگ به بانگ بلند میگویندکه گوش هوش به پیغام اهل راز کنیدبه جان دوست که غم پرده بر شما ندردگر اعتماد بر الطاف کارساز کنیدمیان عاشق و معشوق فرق بسیار استچو یار ناز نماید، شما نیاز کنیدنخست، موعظهی پیر صحبت این حرف استکه از مُصاحب ناجنس احتراز کنیدهر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشقبر او نمرده به فتوای من نماز کنیدوگر طلب کند انعامی از شما حافظحوا
برچسب: نویسنده: مهتاب رستمی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:09
مخاطبین محترمپیشاپیش عید سعید باستان را به شما و خانوادهی محترمتان تبریک عرض میکنم.ان شاءالله سال تازه (۱۴۰۳) سالی پربرکت و پررونق برای تکتک ایرانیان عزیز در سرتاسر جهان باشد.امیدوارم همواره در پناه خدا موفق و موید باشید.شروع کار سال نو با حافظ شیرازینوبهار
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه بسی گل بدمد باز و تو در گل باشیمن نگویم که کنون با که نشین و چه بنوشکه تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشیچنگ در پرده همین میدهدت پند ولیوعظت آن گاه کند سود که قابل باشیدر چمن هر ورقی دفتر حالی دگر استح
برچسب: نویسنده: مهتاب رستمی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:09
خندهی گلسرِ آشفته ز دستار بسامان نشودجمع گردیدن کف لنگر طوفان نشودگل چو خندید، محال است، دگر غنچه شود!سر چو آشفته شد از عشق، بسامان نشودشوخی حسن عیان میشود از پردهی شرمبرق از ابر محال است، نمایان نشودپنبهی نازده حلاج ز حق میخواهدمغز منصور محال است، پریشان نشوددزد را خاطر آگاه شب مهتاب استدل روشن گهران عاجز شیطان نشوداز تهیچشمیِ ما رزق پراکنده شده استدانه در دام محال است، پریشان نشودبگذر از پرورش نفس که این بدکردارآشنا چون سگِ دیوانه به احسان نشودتا صدف مُهر خموشی نزند بر لب خودآب در حوصل
برچسب: نویسنده: مهتاب رستمی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:09